|
|
| ● بهار | |
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک ،
شاخههای شسته ، بارانخورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپید ،
برگهای سبز بید ،
عطر نرگس ، رقص باد،
نغمة شوق پرستوهای شاد ،
خلوت گرم کبوترهای مست ...
نرم نرمک میرسداینک بهار
خوش به حال روزگار !
خوش به حال چشمهها و دشتها ،
خوش به حال دانهها و سبزهها ،
خوش به حال غنچههای نیمه باز ،
خوش به حال دخترمیخک که میخندد به ناز ،
خوش به حال جام لبریز از شراب ،
خوش به حال آفتاب.
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم !
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب !
ای دریغ از مااگر کامی نگیریم از بهار .
گر نکوبی شیشة غم را به سنگ ؛
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ !
|
|
|
|
|